تبليغاتX
در نگاه تو - افكار، مانعي براي شناخت حقيقت
                             به نام او كه زنده و حاضر است

بسياري از مكاتب باطني، افكار و شلوغي ذهن را مانعي براي درك حقيقت مي دانند. اما به راستي منظور از افكار چيست؟

آيا قصد، زير سوال بردن قوه تعقل انسان است؟

با مطالعه و تحقيق بيشتر و نگاهي عميق تر به منظور اصلي پي خواهيم برد، در واقع آنچه مكاتب، انسان ها را از آن باز مي دارند، مشغوليت هاي ذهني بيهوده، محدود كننده و گمراه كننده است. مشغوليت هايي كه ما را از اصل موضوع دور مي كند، نه تفكري كه ما را به اصل نزديك مي سازد. زيرا كه تفكر نيز خود راهي به حقيقت است و قطعا شنيده ايد كه ارزش يك ساعت تفكر بيش از ساعت ها عبادت است.

آيا افكار مانع شناخت حقيقت هستند؟

جريان مداوم افكار در ذهن، ما را كور مي كند. نمي توانيم فراسوي آن ها را ببينيم. آنها مه ايجاد مي كنند؛ درست مانند غبار نشسته بر روي آيينه كه مانع انعكاس تصوير هر چيز مي شود. غبار بايد پاك شود، شسته شود تا بتواند منعكس كند.

يك پرفسور فلسفه نزد يك استاد ذن رفت و گفت: آمده ام ببينم حقيقت چيست؟

پرفسور كه براي رسيدن به اقامتگاه استاد، سربالايي را طي كرده بود، عرق مي ريخت و به نظر خسته مي رسيد، استاد ذن گفت: بنشينيد، كمي استراحت كنيد. من برايتان چاي آماده خواهم كرد، هر چيزي به جاي خود، پس از آن مي توانيم صحبت كنيم. چاي از حقيقت مهم تر است.

پرفسور نمي توانست باور كند. آيا اين مرد ديوانه است؟ چاي مهم تر از حقيقت است؟ اما استاد ذن حق داشت. منظور اين بود كه شما زياد از حد خسته و انباشته از افكار هستيد

سپس چاي را آماده مي كتد،‌آن را مي آورد و مي ريزد، همين طور به ريختن ادامه مي دهد. پرفسور فنجان و نلبكي را در دست دارد، فنجان پر مي شود و چاي به درون نعلبكي سرريز مي شود،‌ اما او خاموش مي ماند. ولي همينكه مي بيند چاي نزديك است ديگر به زمين بريزد، مي گويد: بس است! چه كار مي كنيد؟ چرا همين طور به ريختن ادامه مي دهيد؟ فنجانم پر است و ديگر جا براي چاي بيشتر ندارد!، و استاد گفت: آن قدر كه به فنجانتان توجه ميكنيد به ذهنتان توجه نمي كنيد. ذهن شما بسيار پر است. در آن فقط اسباب و اثاثيه كهنه و فرسوده مي بينم. آن وقت شما مي خواهيد حقيقت را نير به آن دعوت كنيد؟ بايد فضاي كوچكي براي حقيقت ايجاد كنيد تا بتواند وارد شود.

حقيقت آن مهمان نهايي است. بايد خود را كاملا خالي كنيم و فقط در آن زمان حقيقت به درون مي آيد.

                                                      نشريه ي هنرهاي زيستن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 1:51  توسط |